ابراهيم عاملي ( موثق )

461

تفسير عاملي ( فارسي )

مصوّر مىشود ، 4 - غيب عالم الخيال است كه انتقاش و نمودارى هر بودنى و شدنى است در نفوس جزئى فلكى چونكه هر يك از افلاك به مقتضاى طبيعتش داراى نفس و خاصيّت عمل و تدبير مختصّ به خود است و مكونّات و آنچه در عالم بوده و خواهد بود با مشخّصات زمانى و مكانى بهر طورى كه يافت مىشود در آن نفوس فلكى متنقّش و نمودار است ، و همين عالم الخيال است كه در زبان شرع مثل قرآن و حديث ، آسمان دنيا ناميده شده است ، چونكه نزديكتر از ديگر عوالم غيب است به اين عالم محسوس و مادّى كه عالم الشّهادة ناميده‌اند ، و لوح القدر است كه جزئيّات و تفصيل قضا و حكم كلَّى خداوند در آن متنقّش است و مىتوان آن را نماينده ى لوح محفوظ دانست . و علم خداوند به اين درجات و عوالم غيب همان عنايت اوّلى است ، كه توجّه با احاطه و تسلَّط باشد بر همه ى صورتها و فرضيه ها ، نه مثل علوم و اطَّلاعات ما كه صورتى از معلوم براى شخص پيدا مىشود . « يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ » 60 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى روح شما را از تصرّف و عمل نگاه ميدارد و در قدرت خود حبس مىكند ، زجّاج و جبّائى گفته‌اند يعنى چنانچه در هنگام مرگ روح شما را مىگيرد ، در هنگام خواب هم همان كار با شما انجام مىشود . « ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ » 60 طبرى : ابن عبّاس و سدّى گفته‌اند : يعنى آنچه بروز گناه كنيد . « وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً » 61 تفسير حسينى : نينديشى از آن روزى كه در وى جگرها خون و دلها ريش بينى دهندت نامه ى اعمال و گويند بخوان تا كرده هاى خويش بينى مكن بد ، ور كنى بارى در آن كوش كه اندر نامه نيكى بيش بينى « تَوَفَّتْه » 61 مجمع : حمزه « توفّيه » با ياء قرائت كرده است كه صيغه مذكّر باشد و ديگران بقرائت مشهور با تاء خوانده كه صيغه ى مؤنّث باشد .